الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

218

الغدير ( فارسى )

- به نذرشان وفا كردند و خدايشان ستايش كرد ، با آن شرايط كيست كه به نذر خود بپايد . - آرى ، آنان از حساب و بازجويى رستاخيز بيمناكند ، روزى كه شرار شكنجه و عذابش در هوا پران است . - خدايشان از آسيب آن روز در پناه گرفت كه جز خرمى و نشاط نبينند . - به پاس صبر و شكيبايى در شدايد ، بوستان بهشت و جامه‌هاى حرير پاداش گرفتند . - تكيه زنند بر تختهاى زرين در سايهء انبوه درختان ، نه خورشيدى پيدا و نه سوز سرما . - جامهاى شراب گوارا به گردش درآيد ، شرابى كه از چشمهء قدرت پر شود . - در پيالهء نقره و ميناى بلور ، وه چه زيبا و خوش‌تراش ! - جامى ديگر از سلسبيل با عطر زنجبيل كه كام را شيرين و معطر سازد و دل را شفا بخشد . - در عرصهء بهشت به هرسو بنگرى ، نعمتى پايدار بينى با سلطنتى برقرار . - جامه‌ها از تافتهء سبز كه پرتو آن دلرباست . - حلقه‌هاى نقرهء خام ، زيور دست و گردن و از همه والاتر ، شراب ناب كه خمار از سرها بزدايد . « 1 » - عبد العزيز جلودى « 2 » كه مردى راستگو و نيكوكار بود ، حديث كرد : - از راستگويان دگر همچون علائى كه ياد هردو گرامى باد . - تا برسد به ابن عباس كه گفت : جمعى در خدمت رسول خدا بوديم . - دخترش فاطمهء بتول گريان و نالان دررسيد . « 3 » - فرمودش : چيست اى دختركم كه گريانى و نالان ؟ در پاسخ آهسته گفت :

--> ( 1 ) . اين ابيات مأخوذ است از دهر 76 / 5 - 21 . ( و ) ( 2 ) . وى ابو احمد ، ابن يحيى بصرى ، يكى از مؤلفان اماميه و موثقان ثابت‌قدم است كه در فقه و حديث و تاريخ كتابهاى باارزشى تأليف كرده و در هفدهم ذيحجّهء سال 332 جهان را بدرود گفته است . ( 3 ) . اين ابيات را ابن شهر آشوب در كتاب مناقب به نام عبدى ثبت كرده است و ما گمان برديم كه مراد ، سفيان بن مصعب عبدى است ؛ از اين‌رو ، در ضمن شرح حال او در الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 2 / 318 يادآور اين اشعار شديم ، بعد كه بر تمام قصيده دست يافتيم ، متوجه شديم كه منظور ، ابن حماد عبدى است .